۱.دربنوش ، رودیگر:فیشر،استانلی -مترجم :محمد حسین تیزهوشان – اقتصاد کلان -انتشارات سروش -۱۳۸۲.
۲ . تودارو ، مایکل – مرتجم : غلامعلی فرجادی – توسعه اقتصادکشاورزی در جهان سوم – انتشارات موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه -۱۳۸۲ .
۳ .دولتشاهی ، محتشم -اقتصاد خرد ۱و۲ – انتشارات دانشگاه تهران – چاپ هشتم -۱۳۸۲ .
۴٫ نظری، محشن – اقتصاد کلان (۲۰۰۰تست)-انتشارات نگاه دانش -۱۳۸۲٫
۵ . رحمانی ،تیمور-اقتصاد کلان – جلد اول – انتشارات برادران – ۱۳۸۳ .
۶ . رحمانی ،تیمور-اقتصاد کلان – جلد اول – انتشارات برادران – ۱۳۸۲ .
۷ . طبیبیان ، محمود – اقتصاد کلان – انتشارات موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه – سال ۱۳۸۲ .
۸ . سالواتوره ،دومنیک – مترجم : حسن سبحانی – اقتصاد خرد ( تئوری و مسائل ) – انتشارات نشر نی – چاپ بیست و پنجم -۱۳۸۳ .
۹ . روزبهان ، محمد – اقتصاد کلان – نشر تابان -۱۳۸۳ .
۱۰ . تفضلی ، فریدون – اقتصادکلان – نشرنی – چاپ چهاردهم – ۱۳۸۳
اا. فرگوسن ، سی.ای – مترجم : محمود روزبهان – نظریه اقتصاد خرد – جلد اول – انتشارات مرکز نشر دانشگاهی – چاپ هشتم – ۱۳۸۲٫
۱۲٫ فرگوسن ، سی.ای – مترجم : محمود روزبهان – اقتصاد خرد – جلد اول – انتشارات مرکز نشر دانشگاهی – چاپ هشتم – ۱۳۸۲٫
۱۳٫ بخشوده ، محمد – اقتصاد تولید – انتشارات دانشگاه شهید باهنر کرمان -۱۳۷۵ .
۱۴٫ گجراتی ، دامودار – مترجم حمید ابریشمی – مبانی اقتصاد سنجی – جلد اول و دوم – انتشارات دانشگاه تهران -۱۳۸۲ .
۱۵٫ دی کی ، رونالد – مترجم : محمد رضا اسلان بر – مدریت واحد های کشاورزی ودامپروری – جلد اول – انتشارات دانشگاه ارومیه – ۱۳۷۸ .
۱۶٫سلطانی ، غلامرضا – نجفی ، بهاالدین – جواد ، ترکمانی – مدریت واحدهای کشاورزی –انتشارات دانشگاه شیراز – ۱۳۷۶٫
۱۷٫ سلطانی ، غلامرضا – اقتصاد مهندسی – انتشارات دانشگاه شیراز -۱۳۷۸ .
۱۸٫ سلطانی ؛ غلامرضا – نجفی ، بهاالدین – اقتصاد کشاورزی – انتشارات مرکز نشر دانشگاهی – ۱۳۷۴٫
۱۹٫ جزوات کلان توسعه و سیاست کشاورزی – دانشگاه شیراز- ۱۳۸۲٫
۲۰٫ داولینگ – مترجم : محمد رضا ارباب – اقتصاد ریاضی – انتشارات نشر نی .
۲۱٫ کوهپایی ، مجید – اقتصاد کشاورزی – انتشارات دانشگاه تهران -۱۳۸۲ .
۲۲٫ صدرالاشرافی، مهریار – اصول مدریت و مدریت کشاورزی – انتشارات دانشگاه تهران -۱۳۷۶ .
۲۳٫ دهقانیان ، سیاوش – مدریت کشاورزی – انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد – ۱۳۷۶ .
۲۴٫ احمدیان ، مجید ؛ عبادی ، رحیم – مسائل و کاربردهای تئوری مصرف در اقتصاد خرد -۱۳۷۲ .
۲۵٫ محمدی ، تیمور – مجموعه سوالات چهارگزینه ای اقتصاد خرد – ۱۳۷۶ .
۲۶ . جزوه کلاسی مدریت مزرعه – دانشگاه تهران
۲۷ . خلیلیان ، صادق – اقتصاد منابع طبیعی – انتشارات سازمان جنگل ها و مراتع کشور -۱۳۷۹ .
۲۸٫ خوش اخلاق ، رحمان – اقتصاد منابع – انتشارات جهاد دانشگاهی اصفهان – ۱۳۷۸ .
۲۹٫جزوه کلاسی اقتصاد منابع طبیعی – دانشگاه شیراز
۳۰٫ دهقانیان ، سیاوش – اقتصاد محیط زیست – انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد – ۱۳۷۲ .
۳۱٫ قره باغیان ، مرتضی – رشد و توسعه اقتصادی – جلد اول و دوم -۱۳۷۴ .
۳۲٫ جزوه کلاسی سیاست و توسعه کشاورزی – دانشگاه فردوسی مشهد .
۳۳٫ صدرالاشرفی ، مهریار- اقتصاد کشاورزی و تعاون – انتشارات دانشگاه تهران -۱۳۷۸٫
۳۴٫ سوری ، علی ؛ ابراهیمی ، محسن – اقتصاد منابع طبیعی ومحیط زیست – انتشارات بوعلی سینا همدان -۱۳۷۸ .
۳۵٫ رحمانی ، تیمور – اقتصاد کلان ، نظریه ها و مسائل ( ۹۰۰۰ تست ) – ۱۳۸۳ .
۳۶ . جزوه کلاسی اقتصاد منابع طبیعی دانشگاه زابل .
آوردهاند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او. شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی (هستی)؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد میکنی؟ عرض کرد آری… بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول «بسمالله» میگویم و از پیش خود میخورم و لقمه کوچک برمیدارم، به طرف راست دهان میگذارم و آهسته میجوم و به دیگران نظر نمیکنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمیشوم و هر لقمه که میخورم «بسمالله» میگویم و در اول و آخر دست میشویم.
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو میخواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمیدانی و به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه کسی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمیداند. بهلول فرمود آیا سخن گفتن خود را میدانی؟ عرض کرد آری. بهلول پرسید چگونه سخن میگویی؟ عرض کرد سخن به قدر میگویم و بیحساب نمیگویم و به قدر فهم مستمعان میگویم و خلق را به خدا و رسول دعوت میکنم و چندان سخن نمیگویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت میکنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمیدانی. پس برخاست و دامن بر شیخ افشاند و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمیدانید. باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه میخواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمیدانی، آیا آداب خوابیدن خود را میدانی؟ عرض کرد آری. بهلول فرمود چگونه میخوابی؟ عرض کرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب میشوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیهالسلام) رسیده بود بیان کرد. بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمیدانی. خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمیدانم، تو قربهالیالله مرا بیاموز. بهلول گفت چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.
بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. جنید گفت جزاک الله خیراً! و در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد. و در خواب کردن اینها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد.
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:
من کور هستم لطفا کمک کنید…
روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود…
او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
عصر آنروز روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید، که بر روی آن چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد:
چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد…
مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
—-
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است،
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است…. لبخند بزنید
روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟
بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی
پیامبر اکرم (ص):من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه(بحارو الانوار).هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نمی شناسد به مرگ جاهلیت مرده است .
علامه امینی رضوان الله علیه صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر می فرمودند: در سفری به سوریه، دانشمندان آن دیار، به دیدار من آمدند، در مجلسی از بزرگان اهل سنت آن منطقه، یکی از آنان به من رو کرده گفت: آیا در اسلام جز ولایت و امامت، اصلی دیگر وجود ندارد که تو فقط درباره ولایت و غدیر و مفاهیم مربوطه می نویسی؟! آیا اسلام، توحید ندارد، نبوت و قرآن و اخلاق و احکام ندارد؟ من هر چه فکر کردم که به این فرد سنی در مجمعی از اهل سنت چه جوابی بدهم که دندان شکن باشد، چیزی به ذهنم نیامد. قلبا به حضرت امیرالمومنین علیه السلام متوسل شدم که: من در این جمع زبان شما اهل بیت هستم. مرا یاری دهید تابتوانم از منطق شما دفاع کنم. به عنایت مولا به ذهنم رسید که به این حدیث شریف استناد کنم، لذا روایت: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه را خوانده، مدارک آن را بیان کرده معنای آن را توضیح دادم و گفتم: این کار را فقط از ولایت می گویم و می نویسم، سلیقه من نیست، بلکه فرمایش رسول خدا در این است که کسی که ولایت ندارد، از توحید و نبوت و معاد و قرآن و احکام بهره ای نمی برد. – و آنها هم ساکت شدند.
نماز آدمى را از فحشاء و منکرات باز مىدارد براى دلالت بر این امر همان آیه شریفه کافى است که مىفرماید:
«ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنکر» بدرستى که نماز آدمى را از فحشاء و اعمال زشت باز مىدارد.
و اما آن نمازى که انسان را از فحشاء باز ندارد مطابق فرمایش رسول خدا نماز نیست .
حضرت فرمود: هر کس که نمازش او را از فحشاء و منکر باز ندارد آن نماز جز دور ساختن او از خدا، برایش ثمره دیگرى نخواهد داشت
باز فرمود: براى آن کس که اطاعت از نماز نکند نمازى نیست و اطاعت نماز باینست که از فحشاء و منکرات باز ایستد.
یکى از انصار که با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نماز مى خواند، مرتکب اعمال زشت هم مىشد، این را براى پیامبر بیان نمودند حضرت فرمود:
همین نماز روزى او را از این کار باز خواهد داشت، طولى نکشید که آن مرد توبه نمود.
و از امام صادق علیه السّلام رسیده که آن حضرت فرمود: هر کس دوست دارد بداند که نمازش قبول شده است یا نه پس ببیند آیا آن نماز او را از فحشاء و منکرات باز داشته؟ به همان اندازه که آن نماز از ارتکاب کارهاى زشت او را مانع شده است همان اندازه نمازش قبول شده است.
این مطلب که نماز میبایست آدمى را از ارتکاب فحشاء و منکرات باز بدارد، حقیقتى است که هیچ راه گریزى از آن وجود ندارد، زیرا قرآن بصراحت این خاصیت را براى نماز اثبات مىکند پس نمازى که این خاصیت در او نباشد و تنها صورت نماز در آن یافت شود لا محاله آن نماز عملى بر خواسته از نفاق خالص خواهد بود. زیرا اگر ذرهاى از روح نماز با خود میداشت بهمان اندازه انسان را از فحشاء و منکرات باز میداشت.
پس نمازى که در این جهت منشأ اثرى نشود معلوم است که از روح نماز بهرهاى براى آن نیست و نمازى که از حقیقت نماز ذرهاى در آن نباشد آن نماز از نفاق خالص نشأت گرفته و نفاق هم که بدون شک سبب دورى انسان از خدا میشود.
|
مفضل بن قیس سخت در فشار زندگى واقع شده بود. فقر و تنگدستى، قرض و مخارج زندگى او را آزار مىداد. یک روز در محضر امام صادق لب به شکایت گشود و بیچارگیهاى خود را مو به مو تشریح کرد: «فلان مبلغ قرض دارم، نمىدانم چه جور ادا کنم. فلان مبلغ خرج دارم و راه درآمدى ندارم. بیچاره شدم، متحیرم، گیج شدهام. به هر در بازى مىروم به رویم بسته مىشود …» در آخر از امام تقاضا کرد دربارهاش دعایى بفرماید و از خداوند متعال بخواهد گره از کار فروبسته او بگشاید. امام صادق به کنیزکى که آنجا بود فرمود: «برو آن کیسه اشرفى که منصور براى ما فرستاده بیاور.» کنیزک رفت و فوراً کیسه اشرفى را حاضر کرد. آنگاه به مفضل بن قیس فرمود: «در این کیسه چهارصد دینار است و کمکى است براى زندگى تو.». - مقصودم از آنچه در حضور شما گفتم این نبود، مقصودم فقط خواهش دعا بود.». - «بسیار خوب، دعا هم مىکنم. اما این نکته را به تو بگویم، هرگز سختیها و بیچارگیهاى خود را براى مردم تشریح نکن، اولین اثرش این است که وانمود مىشود تو در میدان زندگى زمین خوردهاى و از روزگار شکست یافتهاى. در نظرها کوچک مىشوى، شخصیت و احترامت از میان مىرود.» مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى، ج۱۸، ص: ۳۸۰ |
شخصى با هیجان و اضطراب به حضور امام صادق علیه السلام آمد و گفت:
«درباره من دعایى بفرمایید تا خداوند به من وسعت رزقى بدهد، که خیلى فقیر و تنگدستم.».
امام: «هرگز دعا نمىکنم.».
- چرا دعا نمىکنید؟!.
«براى اینکه خداوند راهى براى این کار معین کرده است. خداوند امر کرده که روزى را پى جویى کنید و طلب نمایید. اما تو مىخواهى در خانه خود بنشینى و با دعا روزى را به خانه خود بکشانى!
(مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى)
جایزه نوبل اقتصاد امسال به دو اقتصاددان آمریکایی به علت تحقیقاتشان در حوزه اداره امور اقتصادی[۱] رسید: الینور استروم، اولین زن نوبلیست اقتصاد و استاد علوم سیاسی دانشگاه ایندیانا و الیور ویلیامسون استاد اقتصاد دانشگاه برکلی. این دو جزو نهادگراها محسوب می شوند یعنی کسانی که به بررسی نقش نهادها در اقتصاد می پردازند. خانم استروم بیشتر در حوزه منابع با مالکیت مشترک[۲] و ویلیامسون در مبحث چگونگی ساختار بنگاهها کار کرده اند.
جایزه نوبل اقتصاد امسال به دو اقتصاددان آمریکایی به علت تحقیقاتشان در حوزه اداره امور اقتصادی[۱] رسید: الینور استروم، اولین زن نوبلیست اقتصاد و استاد علوم سیاسی دانشگاه ایندیانا و الیور ویلیامسون استاد اقتصاد دانشگاه برکلی.
این دو جزو نهادگراها محسوب می شوند یعنی کسانی که به بررسی نقش نهادها در اقتصاد می پردازند. خانم الینور بیشتر در حوزه منابع با مالکیت مشترک[۲] و ویلیامسون در مبحث چگونگی ساختار بنگاهها کار کرده اند. (منابع با مالکیت مشترک نوعی کالا هستند که براحتی امکان محدود کردن افراد از استفاده آنها وجود ندارد و یا اینکه بسیار هزینه بر است و همچنین با مصرف افراد مقدار آنها کاهش می یابد مثل آب و یا جنگل). در واقع این دو نشان دادند که نهادهایی غیر از نهاد بازار آزاد هم می توانند بصورت کارا تخصیص منابع انجام دهند. منظور از نهادهایی غیر از نهاد بازار آزاد، قطعا نهاد دولت نیست. منظور آنها دیگر نهادهای آزاد است. بازار آزاد تنها بخشی از نهادهای آزاد است و ممکن است نهادهای آزاد دیگری هم وجود داشته باشند که خیلی هم خوب و کارا عمل می کنند که در واقع همان مساله ای است که این دو نوبلیست به طور دقیق مورد بررسی قرار داده اند. در واقع کار این دومی تواند تاکید بیشتری باشد بر این امر که اقتصاد تنها مطالعه بازارها نیست بلکه مطالعه چگونگی تخصیص و توزیع منابع است و وجود بازارها و مطالعه آنها تنها به این علت مورد بحث است که بازارها در اغلب حوزه ها بصورت کارا این تخصیص را انجام می دهند.
استروم و ویلیامسون نشان می دهند که تعادلهای غیرهمکارانه[۳] که در جامعه اتفاق می افنتد در مواردی بهینه نبوده و نیاز به نهادهایی هست تا شرایط بهینه حاصل شود.
در همین راستا ویلیامسون به بررسی بنگاهها و مرزهای آنها می پردازد. تمرکز او بر این است که چگونه راه حل بازارها و بنگاهها در حل تعارضات متفاوت است. مشکل بازارها این است که امکان عدم حصول توافق و انجام مبادله وجود دارد و مشکل بنگاهها این است که شرایط سوء استفاده برای مدیران فراهم می آورد. پس معمولا وقتی تعداد خریداران و فروشندگان زیاد باشد بازارها بهتر عمل می کنند و ویلیامسون نشان می دهد که معمولا بنگاهها در زمانی که رقابت محدود است بهتر از بازار عمل می کنند.
او توضیح می دهد که چرا دو بنگاه که در دو صنعت مختلف هستند با هم یکی می شوند(ادغام عمودی). تا قبل از او اقتصاددانها بر این باور بودند که چنین پدیده ای برای افزایش قدرت بازاری آنها هست ولی چنین مساله ای توجیه درستی نداشت چرا که تئوری وجود نداشت که بخوبی توضیح دهد که چگونه با ادغام دو بنگاه در دو صنعت مختلف امکان افزایش قدرت آنها وجود دارد. ویلیامسون چنین نتیجه می گیرد که این پدیده ها عموما در نتیجه مشکلات مربوط به اطلاعات نامتقارن و ناکاملی قراردادها است. مثلا یک معدن زغال سنگ را در نظر بگیرید که پس از استخراج به خط آهن برای حمل زغال سنگ نیاز دارد. صاحب معدن می داند که پس از سرمایه گذاری و انجام هزینه های مربوط به بهره برداری ممکن است شرکت راه آهن مربوطه بعلت اینکه انحصاری هست قیمت بالایی را درخواست دهد. همین وضعیت در مورد شرکت راه آهن هم صادق است و فردی که در صدد ساخت راه آهن است به این فکر می کند که اگر او راه آهن را بسازد قدرت چانه زنی در دست صاحب معدن خواهد بود و بنابراین هیچکدام شروع به کار نخواهند کرد. پس جواب می تواند این باشد که صاحب راه آهن، صاحب معدن هم باشد. در این صورت چنین مشکلی دیگر وجود نخواهد داشت و هم معدن و هم راه آهن ساخته خواهد شد. تحقیقات ویلیامسون باعث شد در حوزه حقوقی و قضایی سخت گیریها در مورد ادغام های عمودی کاهش یابد. ویلیامسون در یکی از مقالات خود نشان می دهد که حتی در برخی مواقع ممکن است ادغام های افقی (بنگاهها در یک صنعت) که منجر به افزایش قدرت بازاری و در نتیجه افزایش قیمت نیز می شود، کارایی را افزایش دهد. دلیل آن نیز این است که در حالتی که ادغام باعث کاهش هزینه ها می شود ممکن است این کاهش هزینه ها برای اقتصاد فواید بیشتری داشته باشد تا ضرری که به علت افزایش قیمت حاصل می شود. بعبارت دیگر، تحقیقات ویلیامسون مانعی بر سر راه تصویب هر چه بیشتر قوانین ضد تراست محسوب می شود.
از طرف دیگر الینور استروم به چالش این دیدگاه که مالکیت عمومی کارایی خوبی نداشته و باید مالکیت خصوصی یا دولتی جایگزین آن شود می پردازد. منشا اصلی دیدگاه مذکور مقاله گارت هاردین در سال ۱۹۶۸ بنام “فاجعه مشترکات[۴]” بود که چنین نتیجه می گیرد که وقتی کسی مالکیت یک منبع را در اختیار نداشته باشد آن منبع مورد استفاده بیش از حد قرار خواهد گرفت و هر کس بدنبال استفاده بیشتر و سریعتر خواهد بود.
تحقیقات استروم توانایی جوامع و گروههای انسانی به کمک سطح دانش و معرفت شخصی خود و با در نظر گرفتن ترجیحات و محدودیتهایشان در توسعه نهادهایی برای اداره امور که باعث ایجاد منفعت برای همه می شود را روشن ساخت.
استروم با بررسی تعداد قابل توجهی از منابع مشترک (مثل جنگلها، آبهای زیرزمینی، دریاچه ها و ..) دریافت که در برخی موارد استفاده از این منابع بسیار خوب و کارا بوده است و به نحوی داوطلبانه نیز انجام شده و در طول زمان نیز با بکارگیری قوانین خاص، کارایی آنها افزایش یافته و البته در برخی موارد هم خوب عمل نشده است. او دریافت که این تفاوت در کارکرد تصادفی نبوده و همه موارد با کارایی بالا ویژگی های مشترکی دارند. جالب اینجا بود که در مورد نمونه های کارا، همگی به نوعی دارای نوعی حقوق مالکیت (ولی نه لزوما مالکیت خصوصی) هم بودند.
خانم استروم بر اساس تحقیقاتش، قوانینی برای مدیریت منابع بصورت مشترک بیان می کند که مهمترین آنها عبارتند از:
- قوانین باید کاملا شفاف باشند راجع به اینکه چه کسی چه مقداری از منبع سهم دارد
- وظیفه هر کس در مورد نگهداری منبع با منفعتی که می برد متناسب باشد
- نظارت و تمهیدات لازم انجام شود
- استفاده کنندگان امکان شرکت در تصویب قوانین و تغییر آن را داشته باشند
به هرحال جایزه نوبل امسال هم اگر چه همانند اغلب سالها منتقدانی از جمله کسانی همانند استیون لویت مشهور از دانشگاه شیکاگو را داشت ولی به عقیده بسیاری از اقتصاددانان این انتخاب ها، انتخاب هایی هوشمندانه بودند.
[۱] Economic Governance
[2] Common property resource
[3] Non cooperative equilibrium
[4] The tragedy of the commons
برگرفته از سایت رستاک
بازیگران اصلی در بازار جهانی نفت
مترجم: جعفر خیرخواهان
دولتهای کشورهایی که منابع عظیم نفتی دارند، به واسطه مالکیت بر شرکتهای ملی نفت و در مورد برخی دولتهای نفتی، عضویت در اوپک، تاثیر قابلملاحظهای در عرضه جهانی نفت دارند.
آیا میدانید ایالات متحده آمریکا هیچ شرکت نفت ملی ندارد. سه تا از بزرگترین شرکتهای بینالمللی نفت مستقر در آمریکا (اگزان موبیل، شورن و کونوکو فیلیپس) در برابر سهامداران خود و نه دولت آمریکا پاسخگو هستند.
برای پاسخ به این پرسش که «بازیگران اصلی در سمت عرضه بازار جهانی نفت کدامند؟» سه روش ساده وجود دارد. یک روش از طریق مقایسه تفاوتهای اساسی بین شرکتهای در مالکیت سرمایهگذاران و شرکتهای تحت کنترل دولت است. روش دیگر بررسی نقش دولتهای نفتی به طور کلی است و روش سوم که با مقایسه تفاوتها بین سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و مشخصا کشورهای غیر اوپک، به پرسش فوق پاسخ میدهد.
هر چند اغلب تصور میشود شرکتهای نفت در مالکیت سرمایهگذار، بیشترین مسوولیت را در تولید جهانی نفت دارند، اما این شرکتهای در کنترل دولت هستند که واقعا اکثریت تولید جاری (بیش از ۵۲درصد) و ذخایر تثبیت شده (۸۸درصد) که شاخص پتانسیل تولید آتی است را در اختیار دارند.
۱) شرکتهای نفت در مالکیت سرمایهگذار و در کنترل دولت، اغلب به صورت متفاوت فعالیت میکنند.
ابتدا تفاوتها در سه نوع شرکت را بررسی میکنیم که در حال حاضر اساسا تمام نفت خام به اقتصاد جهان را تامین میکنند. تمایز بین این سه نوع شرکت، مهم است چون هر کدام راهبردهای عملیاتی و اهداف تولیدی متفاوتی دارند.
۱ – شرکتهای نفتی در مالکیت سرمایهگذار شامل اگزان موبیل، رویال داچشل، و بیپی (بریتیش پترولیوم) عمدتا دغدغه حداکثرسازی بازدهی سهامداران را دارند. از این شرکتها، اغلب به عنوان شرکتهای نفتی بینالمللی نام برده میشود که معمولا خیلی سریع میادین نفتی را توسعه داده و اقدام به تولید منابع نفتی میکنند که به آنها دسترسی دارند و تولیدات خود را در بازارهای رقابتی به فروش میرسانند.
۲ – شرکتهای ملی نفت با استقلال راهبردی و عملیاتی که به صورت شخصیتهای حقوقی عمل میکنند شامل پترو بارس (برزیل) و استات اویل (نروژ). اینها معمولا سعی میکنند دغدغههای سود محوری خود را با اهداف کشورشان، در توسعه راهبرد شرکتی خود متوازن سازند. در حالی که این شرکتها از اهداف کشور خود پشتیبانی میکنند، عمدتا هویتهایی سودمدار هستند.
۳ – شرکتهای ملی نفت که به صورت بازوی دولت یا یک موسسه دولتی فعالیت میکنند شامل آرامکو عربستان سعودی، پمکس مکزیک و PDVSA ونزوئلا که از برنامههای دولت متبوع خویش چه به صورت مالی یا راهبردی پشتیبانی میکنند. آنها همچنین سوخت لازم برای مصرفکنندگان داخلی را با قیمتهایی پایینتر از آنچه مصرفکنندگان جهانی میپردازند، عرضه میکنند. این شرکتها همیشه انگیزه، وسیله یا قصد توسعه دادن ذخایر اثبات شده خود را با همان سرعت و آهنگ شرکتهای تجاری ندارند. شرکتهای ملی نفت، به علت وضعیت و اهداف متفاوت دولتهای متبوعشان، انواع اهداف متنوع و گسترده را دنبال میکنند که لزوما بازارمحور نیستند از قبیل استخدام شهروندان، تعقیب اهداف سیاست داخلی یا خارجی دولت، توجه به درآمد بلندمدت و عرضه ارزان انرژی به داخل.
۲) دولتها نیز بازیگران اصلی در بازارهای جهانی نفت هستند.
دولتهای کشورهای نفتخیز، علاوه بر تاثیرگذاری بر عملیات شرکتهای ملی نفت، میتوانند با تغییر مقررات مالی مثلا ساختارهای مالیاتی، تاثیر مستقیمی بر عرضه جهانی نفت بگذارند چنین تغییری، شرکتهای سودمحور را مجبور به تغییر برنامههای تولید یا تشکیل اتحادهای استراتژیک با سایر ملتهای تولیدکننده مهم (از قبیل اعضای اوپک) میکند. چون اکثر ذخایر در تعداد معدودی از کشورها متمرکز گشته است، تغییرات در رهبری یا اتحادهای استراتژیک کشورهای منفرد، اثرات قابل توجهی بر عرضه جهانی نفت و بازارهای انرژی نسبت به سالهای گذشته داشته است.
۳) کشورهای اوپک با همدیگر کار میکنند تا بر عرضه جهانی نفت تاثیر بگذارند.
اوپک گروهی از کشورهای جهان با بیشترین ذخایر نفتی است که سیاستهای تولید نفت خویش را هماهنگ میسازند. در ژانویه ۲۰۰۹، دوازده کشور عضو اوپک عبارت بودند از: الجزایر، آنگولا، اکوادور، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات و ونزوئلا، آنها با همدیگر تقریبا سه چهارم ذخایر نفت اثبات شده کل جهان را کنترل میکنند.
اوپک با وضع سهمیه تولید به هر عضو به استثنای عراق تلاش میکند تا بر میزان نفت در دسترس جهان تاثیر بگذارد که برای عراق در حال حاضر سهمیه تعیین نشده است. سابقه رعایت سهمیهها توسط اعضای اوپک مختلط است، به طوری که تصمیمات تولید نهایتا در دست هر کشور عضو است. همه کشورهای عضو اوپک شرکت ملی نفت دارند و اکثر آنها به شرکتهای بینالمللی نیز اجازه میدهند تا درون مرزهایشان فعالیت کنند.
هر کشور عضو اوپک که خواهان کاهش تولید در واکنش به کاهش سهمیه خود است، این تصمیم را با محدود ساختن تولید شرکتهای نفتی فعال درون مرزهایش اجرا میکند. در مجموع، تصمیمات اتخاذ شده توسط اعضای اوپک بر بازار کلی نفت تاثیر میگذارد با تعیین اینکه چقدر از شکاف بین تقاضای جهانی و عرضه غیراوپک با تولید آنها پر میشود.
ذخایر نفتی به طور روزافزونی در کشورهای اوپک و شرکتهای ملی نفت متمرکز میشود. کشورهای اوپک و شرکتهای نفت ملی آنها، اکثریت ذخایر نفتی اثبات شده را در اختیار دارند و درصد ذخایر در اختیار آنها رو به افزایش است. این تمرکز باعث اهمیت یافتن بیشتر آنها در آینده به عنوان بازیگران اصلی در بازار جهانی نفت میشود و تنش در بازار را به صورت بالقوه بالا میبرد و فشار به سمت بالای قیمتها را در صورت رشد تقاضای جهانی نفت به وجود میآورد.
منبع: سایت اداره اطلاعات انرژی آمریکا